محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1209
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
در سنهء ماضيه كه شروع به تاريخ منتظم ناصرى شد و ما را از جادهء معيّن يعنى راه نشر ژغرافياى ايران و تأليف مرآت البلدان ناصرى خارج ساخت و دليل اين انحراف را نيز ذكر كرده اظهار داشتم كه به واسطهء نداشتن اطلاعات صحيحه از بعضى نقاط ممالك محروسه و بلاد و قراى آن بود كه مىخواستيم پس از تحصيل آن اطلاعات باز متوجه به مقصود اصلى گرديم . اين بود كه كتاب مسطور يعنى تاريخ منتظم ناصرى را از سال هجرت نبوى ( ص ) شروع نموده به سال ششصد و پنجاه و شش هجرى كه سال انقراض خلافت خلفاى بنى عباس در بغداد است ختم كرديم . در هذه السنه قصد اين بود كه از سال 657 شروع كرده تا همين سال وقايع عالم را سالبهسال بنگاريم و در سال آينده باز مجلدات ديگر مرآت البلدان را تأليف نمائيم . دو چيز مانع شد ، يكى اقتضاى ادب و تكليف چاكرى و خانهزادى و حق نمك و تربيت كه سلاطين سلسلهء عليّهء قاجاريه به آباء و اجداد ، و خود اين بنده دارند و به اين ملاحظه نخواستم شرح سلطنت اين سلسلهء جليله ادام اللّه بقاهم را در ذيل تواريخ ديگر بنويسم . بلكه مجلّد مخصوص از ابتداى سلطنت شاه شهيد سعيد آقا محمد شاه قاجار انار اللّه برهانه الى آخر سنهء 1300 هجرى سالبهسال به همين سبك و وضعى كه در سنوات قبل نوشته شده ولى مفصّل و مبسوط بنگارم . ثانى آنكه ، باز اطلاعات وافيهء مشبعه از بعضى بلاد ايران به دست نيامده . اگرچه برحسب امر همايون بندگان اعليحضرت قدرقدرت خسرو صاحبقران خلّد اللّه ملكه و سلطانه ، جناب جلالتمآب اجل آقاى امين الملك ادام اللّه اجلاله ، به حكام بلاد ممالك محروسه ابلاغ نمودند ، و حضرت سكندرشان ، اسعد امجد ارفع اعظم و الا ، شاهنشاهزادهء افخم اكرم معظم ، ظل السلطان دولت عليّهء ايران ادام اللّه اقباله العالى نيز احكام عديدهء مؤكّده به حكام بلادى كه جزو فرمانفرمائى خودشان است صادر فرمودهاند كه اطلاعات لازمهء منظوره را به ما بدهند ، و يقين است به جهت اواسط اين سنه آن اطلاعات به ما